صيادان صد به صد راه به دريا نهاده اند و اين بار سکوتي معنادار فرياد مي کند: زورقمان به گل نشسته است.
سحرگاهان پاييز است و ماهيگيران نجواگرند: خوابهاتان خوش ...!!!
سربه بالين راحت ...!!!
موهبت هايتان را پاس داريد...!!!
مي گويند: مي شنوند مسوولان ؟ مي دانند جنجال ماهيگير و دريا را ، که هر سحرگاه چشم به امواج ، سخاوت طلب مي کنند و در انتهايي ترين لحظه از روز تنها لبخندي محو...
سحر به صبح تنيده است و هر چه قدم بيشتر به سوي دريانشينان مي نهي فرهنگ دريا بر مردمان ديارش مستولي تر است...
تقريبا جاده زيبا کنار را که به نيمه مي رساني و از شاليزاران گذر مي کني ، پس از هر پنج در ويلايي قايقي پارک شده که به سليقه ي صاحبانش رنگي بر آنها نقش بسته است...
کوچه هاي زيادي است که پس از باريک راهي ماسه اي وسعتي از آبي دريا در انتهايش نمايان مي شود.
محليان هر کدام از اين باريک راه را " پره " مي خوانند و گذرگاه صيادان است براي کسب زندگي ...
سکوت عجيب بيدادگر است ، اما هر چه به دريا نزديک تر مي شوي فريادش کمتر مي شود...
صداي تراکتور ، قايقهاي موتوري و موجي از صيادان " فوکا" پوش ( لباسي يکسره از جنس لاستيک که مانع از ورود آب مي شود) پره ( تور ماهيگيري ) يکهزار و 200متري در آب پهن نموده اند و تا نيمه تن در آبند ...
عده اي از صيادان در کرجي ( قايقي چوبين ، که ابزار آلات ماهيگيري در آن است) بخشي از پره را قايم داشته اند دو پيرمرد يکي در آب و ديگري در ساحل با دو لنگر و طناب قايق را هدايت مي کنند...
پاييز است و به حکم طبيعت ،سرمايي مهربان نوازشگر رخسار ماهيگيران است و اين بار خورشيد هم مهربانتر نمايان شده ...
ساعت 10صبح است و زمان جمع کردن پره ، چشمها پراميد و نگاهها به تور حيران ...
خالي است ، خالي است، خالي است...
" عسگر شعباني " سکوت را مي شکند و در گفت و گو با خبرنگار ايرنا مي گويد: خالي است ، مي بينيد؟
مي نويسيد؟ به کجا ؟ چه مي شود؟
وي گفت: " صياد جماعت از لقمه ي زن و بچه اش مي زند تا پول بيمه را جور کند. "
وي اظهار کرد: در خوشي هوا آمده ايد ؟ خوش آمديد، اما سوز سياه زمستان و برف و بورانش بياييد و همراه شويد شايد آنوقت بهتر حرفهايمان معنا شود...
شعباني اضافه کرد: از بيستم مهرماه آمده ايم و به هزينه ي خود ابزارآلات را به قرض خريديم و هنوز هيچ ...
ادامه داد: باور نمي کنيد ، حق داريد ، اما پس چرا آمده ايد بگذاريد فرياد در خودمان بنشيند...
وي افزود: از زماني که صيد آزاد منع شد و تبديل به پره تعاوني شديم روزگارمان اينست...
" محمد جواهري" جوان است و نويد روزهاي آينده در دلش مي درخشد، مي گويد: کار آبا و اجداديمان است ،اما ديگر به گل نشسته است...
وي گفت: ماهيگيريم و غذايمان پامادور خورشت( خوروش گوجه ) ، ماهيگيريم و غذايمان مرغانه ( تخم مرغ ) ، ماهيگيريم و غذايمان باقلي خورشت ، مي دانيد يعني چه ، يعني با صيد امروز غذاي ماهيگيران هم تامين نمي شود چه رسد به روزي فرزندان ...
مي گويد: شرکتهاي پره مقروضند و شش ماه بيمه را هم کامل پرداخت نمي کنند به چه دلخوش باشيم ...
" صفر علي حسين پور " مي گويد: 61ساله است و با چهار عائله ، که اگر کشاورزي نبود با تنها کار صيادي بيچاره مي شد...
وي اضافه کرد: درآمد صيادي استهلاک تراکتور و قايق موتوري هم به زحمت مي شود اما باز خدارو شکر بخور و نميري است ديگر...
ادامه داد: چرا مسوولان تسهيلات نمي دهند ، خشکسالي است و صيد تا بحال که بي صيد...
" عيسي يعقوبي " لوسمان ( مسوول کارهاي فني شرکت پره است) مي گويد: " بيمه " مهمترين مشکل صيادان است .
وي ادامه داد: " از دولت مي خواهيم که بيمه ي 27درصدمان را به 12، نه به 15 ، نه به 18درصد برسانند ، اما پرداخت 27درصد بيمه خيلي زياد است ."
" اسماعيل راستي " خود را رئيس شرکت تعاوني پره معرفي مي کند و مي گويد: بدليل سمومي که کشاورزان استفاده مي کنند صيد کم شده است، صيادان غير مجاز و لنج هاي کيلکا گيري نيز مزيد بر علت هستند.
وي اظهار کرد: شرکتهاي تکثير ماهي نيز بچه ماهي ها را در فاصله ي سه هزار متري رودخانه به دريا رها مي کنند و اين موجب مي شود که بچه ماهييها يا خفه شوند و يا طعمه ، در حالي که اين فاصله بايستي به 500متر کم شود.
وي ادامه داد: بازنشستگي صيادان نيز به 17سال کار با 60سال سن رسيده در حالي که بسياري از صيادان پير شده اند و ديگر قوتي باقي نيست...
پره را جمع مي کنند ، اندک ماهيان در دام ، دم مي زنند، سفيد است و کفال و يک ماهي خاوياري نيز در بين ايست که بايستي به شيلات تحويل شود...
و باز هم راهي مي شوند تا لختي استراحت ، دوش به دوش گويي مي گويند: شمار روز و شبان و گذار هفته و ماه و ساليان درازي است که بر من و تو مي گذرد و تنها به حافظه ي موج و سينه ي دريا مي ماند ...
همه راهي شدند و تنها مرغان دريايي مانده اند و تنها مرغي که بالاتر مي پريد دورتر را مي ديد...
ایرنا